کاملترین و مهمترین اخبار روز ایران و جهان را، هر روز و هر ساعت در ایران ب ب ب (بدانیم،بیاندیشیم،بپاخیزیم) بخوانید

آدینه 2 بهمن 1388

نظرات و دیدگاههای خود را بیان کنید و از نظرات دیگران نیز آگاه شوید

جدید: برای اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید

 آدرس ای - میل خود را وارد کنید:  

نامه ازایران:من یک ایرانی ام . یک پدر ایرانی

تاریخ خبر: پنجشنبه 11 تیر 1388 - کدخبر: 45781

نامه ازایران:من یک ایرانی ام . یک پدر ایرانی

بگذارید اصلاح طلب ها هم اعتراف کنند

من یک ایرانی ام . یک پدر ایرانی . می گویم ایرانی چون طبع هیچ ایرانی تاب تحمل شنیدن کلمه شکنجه را ندارد چه رسد به خواستن اش یا عمل کردن به آن . ولی در این روزها که همه جا سخن از پروژه اعتراف گیری از اصلاح طلبان است ، یکباره همه دلنگران چند اصلاح طلب شده اند و همه اش از شکنجه آقایان تاج زاده و رمضان زاده و امین زاده و ابطحی و نبوی اظهار نگرانی می کنند و انگار نه انگار هزاران بچه و جوان ایرانی هم در زندان ها زیر شکنجه های حیوانی هستند .

من خودم پدرم . چند فرزند دارم و شبم به صبح نمی رسد از فکر جوان هایی که در زندان زیر چنگال خونریز این جانیان تاریخ معاصر به سر می برند . جوان هایی که هیچ نقشی در بر سرکار آوردن این رژیم حیوانی و سرکوبگر نداشته اند و هیچ آموزه ای ندارند از فعالیت های مبارزاتی . ولی واقعا شکنجه این اصلاح طلبان همانند شکنجه هایی است که درباره جوانان میهن عزیزمان روا میشود ؟

آیا واقعا آقایان اصلاح طلب را هم مورد تجاوز قرار می دهند و کتک می زنند و دنده هایشان را می شکنند و از این چیزها ؟ یا آن که فقط سه وعده غذای روزانه شان را کاهش داده اند و برنامه خواب شان را بر هم زده اند ؟ آیا زن و بچه هایشان گرسنه مانده اند ؟ ایا همه فامیل از ترس شان پا نمی گذارند به خانه هایشان ؟ یا آن که هر چه سازمان بین المللی هست دارند برایشان حنجره پاره می کنند .

از این گذشته ، این آقایان بناست بیایند و به چه چیز اعتراف کنند ؟ این که بدتر از بد است . مگر نه این که همیشه گفته اند اصلاح طلب ها و اصولگرا ها دو بال این نظام هستند ؟ دو بالی که پرنده خون آشام رژیم اسلامی را در هوا نگاه می دارد . این ها همگی به " نظام مقدس جمهوری اسلامی " باور دارند . همان اصطلاحی که سید حسین موسوی خامنه هم همه اش در بیانیه هایش به کار می برد . حتا نمی کند بگوید نظام اسلامی و این کلمه مقدس را دائم به نافش نبدد . البته من می دانم چرا می گوید مقدس . چون می خواهد کسی به ترکیب اش دست نزند . آخه وقتی چیزی مقدس شد نمی شود به آن دست زد . حالا این هایی که بازداشت شده اند بناست بیایند اعتراف کنند که این نظام زیاد هم مقدس نیست و آن بال دوم اش گندیده است ؟ مگر نه این که تاج زاده و امین زاده و رمضان زاده و ابطحی و حجاریان و همه و همه شان از کارگزاران این نظام بوده اند و حکومتی را پاسبانی کرده اند که جوانان این مرز و بوم را به خاک سیاه نشانده و درسیاهچال ها به مرگ رسانده است ؟ من نمی گویم این آقایان خودشان قاتل بوده اند ، ولی مگر نه این که سنگ حکومتی را به سینه زده اند که فقط با خونریزی بر سر کار آمده و مانده است ؟ و هنوز هم خون می ریزد که بماند .

خب بگذارید این ها بیایند اعتراف کنند . چی می خواهند بگویند ؟ چی بگویند که رهبر حکومت زیر سوال نرود ؟ اگر بگویند انسان های فاسدی بوده اند که این ننگ نظام است و مایه بدنامی بر پیشانی رهبر که چنین کسانی را می شناخته و صدایش را در نیاورده که این ها سی سال در این جا و آنجا مشغول کار باشند . اگر رهبر بگوید نمی دانستم که این ها دشمن نظام بوده اند و با دشمنان خارجی زد و بند کرده بودند که آبروریزی اش بیشتر است . چون افکار عمومی می گوید تو به عنوان رهبر سرت در کجا بند است که نمی دانی دور و برت چه می گذرد . اگر بگوید می دانستم و لب فرو بسته بودم که باز هم کوس رسوایی خودش را نواخته است . چون مردم می گویند از کجا که باند احمدی نژاد هم حالا سرش به دم کشوری دیگر گره نخورده است و تو داری حمایت اش می کنی .

در هر صورت تف سر بالاست که می خورد به پیشانی خود او .

از سوی دیگر ، مردم ما دیگر می دانند که اعتراف های تلویزیونی پشیزی ارزش ندارد . حتا اگر طرف همه چیز را راست بگوید . ولی این کار حسن ای دارد . اینکه آقایانی که می آیند اعتراف کنند ، دیگر نمی توانند نقش بازی کنند و سنگ رژیم " مقدس " اسلامی را به سینه بزنند . این ها ناچارند به مردمی بپیوندند که می گویند این رژیم در همه تمامیت اش باید برود .

من به عنوان یک شهروند کشور زیر چنگال آخوند مانده یقین دارم که حداکثر شکنجه این آقایان کاهش کمی وزن است . همان گونه که اکبر گنجی تجربه کرد . پس بهتر است به جای آن که همه مان دل بسوزانیم برای این آقایانی که عمری شریک دزد بوده اند ، نگران استادان دانشگاه باشیم ، نگران دانشجویان دربند باشیم ، نگران بچه هایمان باشیم که معلوم نیست در کدام زندان نگاهشان می دارند و چه بلاهایی سرشان می آورند . نگران بازی هایی باشیم که در پشت پرده دارند برایمان تدارک می بینند تا این رژیم سی سال و صد سال دیگر هم بماند .

بگذارید اصلاح طلب ها هم اعتراف کنند . اعتراف آن ها به سود ملت ایران است . به سود خودشان هم هست . در هر حال مردم ما هرگز هیچ اعتنایی ندارند به اعتراف های تلویزیونی . حنای این رژیم دیگر رنگ باخته است .تنها رنگی که مردم از این رژیم دیده اند و به خاطرشان مانده ، رنگ خون است .

یک هفته مانده به هیجدهم تیرماه . برای نجات بچه هایمان باید کاری کنیم . یک ایرانی پنجاه ساله چشم انتظار آزادی ایران


ایمیل دریافتی از ایران
 
این خبر را با ای -میل ارسال کنید و یا در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید: Share/Save/Bookmark
توجه: استفاده از مطالب ایران ب ب ب فقط با ذکر ماخذ آزاد می باشد.
نامه ازایران:من یک ایرانی ام . یک پدر ایرانی
RSS
IranBBB News Feeds
Iran BBB Newsticker

نوروز 1388

نوروز 1386   نوروز 1387