کاملترین و مهمترین اخبار روز ایران و جهان را، هر روز و هر ساعت در ایران ب ب ب (بدانیم،بیاندیشیم،بپاخیزیم) بخوانید

آدینه 2 بهمن 1388

نظرات و دیدگاههای خود را بیان کنید و از نظرات دیگران نیز آگاه شوید

جدید: برای اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید

 آدرس ای - میل خود را وارد کنید:  

تغییر رییس جمهور چاره کار نیست، انچه را که باید تغییر داد نظام جمهوری اسلامی است

تاریخ خبر:  یکشنبه 10 خرداد 1388 - کدخبر: 43445

تغییر رییس جمهور چاره کار نیست، انچه را که باید تغییر داد نظام جمهوری اسلامی است

مهدی فراهانی

شاید کمتر کشوری در جهان باشد که مانند ایران هرچند سال یکبار بحث شرکت و یا شرکت نکردن در انتخابات به یک موضوع داغ در آن تبدیل شود و کشاکش میان هوادران و مخالفان شرکت در انتخابات گاه تا آنجا بالا گیرد که بسیاری نقاب از چهره خود کنار زنند و خود واقعی خویش را عریان سازند و ملاحظات سیاسی را کنار بگذارند.

سی سال است که در سرزمین آفت زده ای به نام ایران، هرگز چیزی به نام انتخابات آزاد وجود نداشته و در تمام این سی سال، مردم را به مرگ گرفته اند تا به تب راضی کنند و همیشه حکومت ولایت مطلقه فقیه و مزدوران و کارگزاران روباه صفت و میهن فروش آن در داخل و خارج کشور دو راه بیشتر برای مردم بینوا و خسته از ظلم باقی نمی گذارند که یا بد را انتخاب کن و یا بدتر را، و همین است که هست. اگر بد را انتخاب نکنی، بدتر را بر تو حاکم خواهیم کرد، پس برای درد و رنج کمتر بیا و "بد" را انتخاب کن! آنقدر مردم را به این بازی عادت داده اند که کسی دیگر به خوب فکر نکند و هرگز به دنبال انتخاب میان خوب و بهتر نگردد. این شگرد همیشگی رژیمی سر تا پا دیکتاتوری و استبداد به نام جمهوری اسلامی است که با کمک نان به نرخ روزخوران و وطن ارزان فروشان، مردم رنجدیده و به دنبال آزادی را، هربار به امید اندک تغییری ولو در حد شعار به پای صندوقهای رای بکشانند و در پایان نیز کسی را بر سر آنان بگمارند که خود از پیش تعیین کرده و به امضای امام زمان در چاه جمکران رسانده اند!

یکروز مردم را از ناطق نوری می ترسانند و با شعار فریبنده و دلربای "اصلاحات"، خاتمی را بر مسند تدارکات حکومت می نشانند و روز دیگر با شعار "خلاصی از دست جانوری به نام احمدی نژاد"، روباه پیری به نام کروبی یا یک فسیل سیاسی به نام میرحسین موسوی را می خواهند به مردم ایران تحمیل کنند و تهدید می کنند که اگر یکی از این بدها یعنی کروبی یا موسوی را انتخاب نکنید، 4 سال دیگر آن موجود بدتر و زشت تر که نامش احمدی نژاد است را باید تحمل کنید و عجبا که گویی مردم ایران هیچگاه فرصت آن را ندارند که از میان این همه انسان شایسته و فرهیخته و این همه دلسوزان میهن، بهترین را انتخاب کنند و در دور بعد اگر خوب تری یافتند به جای خوب ِ قبلی بنشانند و سرنوشت خویش را هرگز به حاکمان "بد" نسپارند.

گویی براین دور باطل و این اجبار ِ تهوع آور که همیشه باید "بد" را انتخاب کرد تا از"بدتر" رهایی یافت و به سرابی به نام تغییر چشم دوخت، پایانی نیست و تا این حکومت هست و این اهالی حزب باد که عبای اصلاحات برتن کرده اند و آب به آسیابِ آسیابانی به نام ولی فقیه می ریزند، در میدان هستند و دست از سر این مردم خسته و جان به لب رسیده برنمی دارند و سیاست را به میهن پرستان راستین و شرافتمند واگذار نمی کنند، مردم ایران همیشه باید به "حاکمان بد" که فرق زیادی نیز با "حاکمان بدتر" ندارند تن در دهند و کوله بار ذلت و خواری و فقر و ظلم و فساد حاکمان را بر پشت خسته و ناتوان خود حمل کنند.

این بار نیز جمهوری اسلامی و بازیگردانان اصلی نمایش مسخره انتخابات به کمک مارکسیستهای مسلمان، چپ زدگان ِ کشتی برگل نشسته که هنوز گدایی سهمی از قدرت را از جمهوری اسلامی می کنند و انقلاب دزدیده شده اشان را می خواهند از دزد پس بگیرند! و اصلاح طلبان صادراتی که ماموریتشان در داخل ایران به اتمام رسیده و برای تحکیم پایه های جمهوری اسلامی در خارج از مرزها، روانه کشورهای اروپایی و آمریکایی گشته اند و هریک به خرج دولتهای معامله گر با جمهوری اسلامی، یا صاحب رسانه شده اند و یا نان خور رسانه های آنان گشته اند، سعی دارند مردمی را که به معنای واقعی کلمه، از بازی مضحک و تکراری انتخابات ِ غیر آزاد سرخورده شده اند و هر روز عرصه را برخود تنگ تر می بینند، به سیرک انتخابات دعوت کنند و آنان را به تماشای نمایش ِ از پیش تمرین شده رژیم و دلقکهای حاضر در آن بنشانند.

روزنامه نویسان ِ لندن نشینی که نقاب کارشناس و تحلیلگر سیاسی به چهره زده اند و همیشه از اطلاعات محرمانه بیت رهبری به کمک امدادهای غیبی مطلع هستند و از جلسات دو نفره خامنه ای و رفسنجانی باخبرند! و طنزنویسان بلژیک نشینی که در خفا به دوستان خود می گویند "باید جلوی فروپاشی نظام را گرفت" و یا کارشناس نماهایی که در برخی از رادیوها و تلویزیونهای ماهواره ای، با برچسب استاد دانشگاه و متفکر و تحلیل گر و پهلوان همه فن حریف شرکت می کنند و مردم را تشویق به شرکت در انتخابات نمایشی می کنند، به همراه سایت های معلوم الحالی مانند پیک نت و ایران امروز و هم پیاله ای هایشان که می گویند اگر رئیس جمهور از قبیله چپ باشد، جمهوری اسلامی خیلی هم خوب میشود و عیبی ندارد که صد سال دیگر هم بماند، همگی دست در دست هم با تشویق مردم به شرکت در انتخاباتی که باید برای «نه» گفتن به جمهوری اسلامی آن را از ریشه و اساس تحریم کرد، به ملت ایران خیانت می کنند و با داغ کردن تنور بی نان ِ انتخابات، به بقای رژیم ولایت فقیه و محکم تر کردن پایه هایش برای چهار سال دیگر کمک می کنند.

نمی دانم که این حضرات کور و کر هستند و یا مردم را کور و کر و ابله فرض می کنند! مگر نه اینکه واقعه «دوم خرداد» به مردم نشان داد که این رژیم اصلاح پذیر نیست و امید به بهبودی و تغییر در این حکومت، خیالی بس باطل و بیهوده و رویایی احمقانه است؟ مگر نه اینکه مردم پس از هشت سال ریاست جمهوری محمد خاتمی که رای بیش از بیست و دو میلیون نفر را در پشت سر خود داشت، فهمیدند که یک تدارکاتچی برای رژیم انتخاب کرده اند و آقا هیچ کاره است؟ مگر نه اینکه خاتمی آمده بود تا عجوزه ای به نام جمهوری اسلامی را آرایش کند و با رنگ و لعاب دروغین، آن را به جای عروس به مردم ایران و جهانیان قالب کند؟!

کسانی که مزورانه مردم را به رفتن به پای صندوقهای رأی تشویق می کنند، چرا به مردم نمی گویند که مشکل ممکلت، رئیس جمهور نیست؟ مشکل، احمدی نژاد و خاتمی یا این رئیس جمهور و آن رئیس جمهور نیست، بلکه مشکل بنیادین و ریشه ای بر سر راه مردم ایران برای تحقق آزادی و دموکراسی و نجات کشور از منجلاب سی ساله، خود نظام جمهوری اسلامی و کل سیستم ِ مبتنی بر ولایت فقیه است که به هیچ تنابنده ای بر روی زمین پاسخگو نیست و خدا را نماینده خود در آسمانها میداند و تأیید نمایندگان مجلس و رئیس جمهوری اش را از چاه بی آبِ جمکران می گیرد نه از صندوقهای رأی!؟ کسانی که هنوز دم از مُرده ای به نام "اصلاحات" می زنند و با تنفس مصنوعی می خواهند این بیمار از دنیا گذشته را به حیات بازگردانند، چرا به مردم نمی گویند که رأی مردم در چارچوب انتخابات فرمایشی که به انتصابات بیشتر شبیه است، هیچ ارزش و مفهومی ندارد و آنچه میزان نیست، رأی مردم است؟!

مگردر بهترین حالت ممکن در زمان خاتمی، دو قوه از سه قوه کشور یعنی قوای مقننه و مجریه در اختیار اصلاح طلبان حکومتی نبود؟! پس چه شد؟ چرا مطالبات و خواستهای مردم بی پاسخ رها شد و امید بیش از بیست میلیون مردم بیچاره که به امید اصلاحات واقعی و بهبود و تغییر، با شادابی و نشاط و یک دنیا آرزو پای صندوق های رأی حاضر شده بودند تا بلکه نفس را راحت تر بکشند و نان را ارزانتر بخورند و چماق کمتر بر سرشان کوبانده شود، به یأس و سرخوردگی و انزوا و اندوه تبدیل شد؟

اصلاح طلبان حکومتی چرا پاسخ نمی دهند که در زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی و با در دست داشتن دو قوه از قوای سه گانه کشور، به چه علت نتیجه پژوهشهای دولت و مجلس اصلاحات در زمینه قتلهای زنجیره ای هرگز به آگاهی مردم ایران نرسید؟ چرا هیچ گاه آمرین و عاملین واقعی این جنایات فجیع، به مردم ایران معرفی نشدند؟ چرا هیچ گاه دولت خاتمی و مجلس ششم اراده واقعی و پولادین برای روشن ساختن ماجرای قتلهای زنجیره ای از خود نشان ندادند؟! از چه ترسیدند و در پشت پرده با چه کسی و به چه علت ساختند؟ چرا در این میان مردم را نامحرم و حکومت را محرم فرض کردند؟ پرونده ملی کوی دانشگاه تهران و دادخواهی مظلومان 18 تیر به کجا انجامید؟ چرا خاتمی دانشجویان معترض را پس ازفاجعه 18 تیر، اراذل و اوباش نامید؟! پرونده حمله وحشیانه لباس شخصی ها و شبه نظامیان به خوابگاه علامه طباطبایی چرا مسکوت ماند؟ پرونده شکنجه، تجاوز و قتل زهرا کاظمی در زندان اوین چه سرانجامی یافت؟ اصلاح طلبان در برابر بسته شدن فله ای مطبوعات به اشاره رهبر و زندانی شدن خبرنگاران و روزنامه نگاران در سلولهای انفرادی چه کردند؟ چرا اصلاح طلبان در اوج قدرت آنچنان ذلیل و عاجز و درمانده و گاه سازشکار و معامله گر بودند؟! حال پس از فروپاشی اصلاحات حکومتی، بازماندگان این لشگر شکست خورده چه می خواهند بکنند که آن زمان با آن رأی میلیونی و با آن حمایت خالصانه مردمی نتوانستند انجام دهند؟!

چقدر ضعیف است حافظه بعضی ها! چه زود از یاد می برند تاریخ نه چندان دور را ! روزی که در وزارت کشور دولت اصلاحات، تقلبی آن چنان گسترده انجام شد که احمدی نژاد ِ ته صفی، رئیس جمهور شد و دولت خاتمی به این ننگ نابخشودنی تن داد که با سکوت در برابر تقلب و جعل آرا، اجازه داد تا موجودی کریه و مالیخولیایی به نام احمدی نژاد را بر کرسی ریاست جمهوری بنشانند! مگر وزارت کشور که مسئولیت برگزاری انتخابات و حفظ سلامت آن و صیانت از آرای مردم را برعهده دارد، در خرداد 1384 در کنترل موسوی لاری و اصلاح طلبان نبود؟! پس چرا چندین میلیون رأی جابجا شد و کروبی با 2 ساعت خواب غفلت به زیر کشیده شد و به روایتی بیش از ده میلیون رأی مشکوک به نفع احمدی نژاد از صندوقها سر درآورد؟!

مگر نه آنکه یکی از کاندیداهای فعلی ِ به اصطلاح اصلاح طلبان، یعنی مهدی کروبی رئیس مجلس ششم، شیخک اصلاحات و ریش سفید محله های حکومت، صبح روزی که قرار بود مجلس اصلاحات، قانون ِ بی قانون مطبوعات را اصلاح کند، حکم حکومتی را از جیب مبارک بیرون آورد و گفت: "آقا اخم کرده اند و دستور داده اند که به صلاح نیست این قانون تصویب شود" و بعد با پافشاری بر پذیرش ِ حکم حکومتی و گردن نهادن مطلق بر آن، صدای اندک نمایندگان معترض را خاموش کرد و گفت: "ساکت باشید که جز اطاعت و چشم گفتن به آقا راهی نیست؟! "
حال این آدم که خود از سرسپردگان ولایت مطلقه فقیه است، چه مقاومتی می خواهد در برابر حکم های حکومتی در مقام تدارکاتچی رژیم بکند؟!

آن یک، میر حسین موسوی، نخست وزیر کوپنی با تفکرات چپ زده که دل توده ای ها و اکثریتی ها را برده و آنان را شیفته و مدهوش خود کرده است تا آنجا که در مدح و ستایش او و کرامات ِ نداشته اش سر از پا نمی شناسند، با برچسب عجیب و غریب و من درآوردی ِ « اصلاح طلب اصولگرا !!» و در حالی که در عرض بیست سال گذشته با خزیدن به کنج عزلت به این همه نابسامانی و ظلم و جور بی تفاوتی و خاموشی اختیار کرده است، چه چیزی در چنته دارد که بتواند ایران بلازده را از این همه مصیبت و بدبختی و فاجعه برهاند؟!! چه ساده لوحانه و ابلهانه است که باور کرد میرحسین موسوی منجی ایران است و کشتی در طوفان گرفتار ایرانیان را به ساحل سلامت رهنمون می سازد!
درود بر دانشجویانی که به حق از او پرسیدند: "موسوی، در زمان قتل عام زندانیان سیاسی در سال 67 کجا بودی؟! "

محسن رضایی که دیگر گل سرسبد است! متهمی که به خاطر دست داشتن در ترور و انفجار مرکز یهودیان در آرژانتین، از سوی اینترپل در تاریخ ۱۶ آبان ماه ۱۳۸۶ برای او حکم جلب بین المللی صادر شده است. او هم چنین در پایان جنگ در نامه ای به خمینی ، تاکید کرده بود که باید به دنبال بمب اتم بود و چه بسا در برنامه پرمخاطره هسته ای، که ممکن است ایران را به یک جنگ مصیبت بار بکشاند، از احمدی نژاد تندرو تر و بدتر باشد!

در یک نگاه، هر چهار کاندیدای منتخب فیلترینگ شورای نگهبان، که به تأیید کارگردان اصلی صحنه نمایش یعنی شخص علی خامنه ای رسیده اند و در فرمهای ثبت نام ریاست جمهوری، التزام یا همان سرسپردگی خود به ولایت مطلقه فقیه و اعتقاد عملی به جمهوری اسلامی را امضا کرده اند، لیاقت نمایندگی مردم ایران را ندارند و هرکه بر سر کار آید، در وضعیت معیشتی مردم و وضع اسفبار فعلی که زاییده وجود جمهوری اسلامی است کوچکترین تغییر مثبتی صورت نخواهد گرفت و هر تشویقی برای شرکت در انتخابات، فریب مردم و شراکت در جنایات جمهوری اسلامی است. هر آن کس که مردم را تشویق به شرکت در انتخابات دروغین و غیر دموکراتیک ریاست جمهوری می کند، در اعمال و رفتار جمهوری اسلامی و هر آنچه که بر سر مردم بی گناه بیاید، سهیم و دخیل است و باید در فردای سرنگونی این حکومت و در دادگاه تاریخ، پاسخگوی مردم ایران و نسل های آینده باشد.

آنچه که مردم ایران باید بدانند و می دانند، این است که با وجود این قانون اساسی که اختیارات بی شمار به یک شخص غیر منتخب به نام ولی فقیه داده است، و با وجود نظارت استصوابی شورای نگهبان و حکومتی که به جای حقوق بشر و قوانین مدرن امروزی، قوانین 1400 سال پیش را اجرا می کند و هیچ تغییر و اصلاح و انتقاد و اعتراضی را برنمی تابد، تغییر رییس جمهور چاره کار نیست و انچه را که باید از ریشه تغییر داد، نظام جمهوری اسلامی است.

سی ویکم مه 2009
مهدی فراهانی - برلین
 
این خبر را با ای -میل ارسال کنید و یا در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید: Share/Save/Bookmark
توجه: استفاده از مطالب ایران ب ب ب فقط با ذکر ماخذ آزاد می باشد.
تغییر رییس جمهور چاره کار نیست، انچه را که باید تغییر داد نظام جمهوری اسلامی است
RSS
IranBBB News Feeds
Iran BBB Newsticker

نوروز 1388

نوروز 1386   نوروز 1387