از پاروزنان زن خواسته شد در مسابقات از باد زدن خود خودداري کنند تا اين شائبه در تماشاچيان ايجاد نشود که حجاب براي آنها محدوديت و مشکلي ايجاد کرده است !!!...
عملكرد سازمان تربيت بدني در سركوب زنان براي پوشش
وظايف تربيت بدني در آئيننامه راهكارهاي اجرايي گسترش فرهنگ عفاف و حجاب به شرح زير است:
1- گسترش و بهينهسازي فرهنگ عفاف در مراكز آموزشي و سالنهاي ورزشي سازمان تربيت بدني و افزايش ضريب اطمينان خانوادهها نسبت به رعايت حريم عفاف و حجاب در ورزشگاهها و سالنهاي مخصوص بانوان. 2- اختصاص مراكز ورزشي مناسب براي بانوان جهت گذراندن اوقات فراغت و فضاسازي مناسب جهت برخورداري زنان از آزادي عمل در رعايت حجاب. 3- كنترل سالنها و مجتمعهاي ورزشي بزرگ و كوچك از نظر رعايت پوشش و حجاب. 4- دقت نظر در «صلاحيت متقاضيان» تأسيس اماكن ورزشي به منظور جلوگيري از ورود افراد ناباب و فاقد صلاحيت اخلاقي و . . . در اينگونه مشاغل. 5- شناسايي اماكن ورزشي غيرمجاز و رسيدگي به تخلفات اينگونه مراكز (اعم از داراي مجوز و فاقد مجوز) در خصوص عدم رعايت مقررات مصوب مربوطه. 6- تقليل مشكلات موجود در مراكز ورزشي و ارائهي راهكارهاي مفيد جهت رفع آنها، اطلاعرساني مناسب به مديران، شاغلين و مراجعين اينگونه اماكن براي پيشگيري از بروز تخلفات اجتماعي و ايجاد فضاي سالم براي استفاده بهينه از امكانات ورزشي توسط خانوادهها. 7- استفاده نكردن از مربيان مرد براي خانمها و مربيان زن براي آقايان. 8- عدم استفاده از نوارهاي صوتي و تصويري غيرمجاز در اماكن ورزشي. 9- جلوگيري از آوردن تلفنهاي همراه مجهز به دوربين عكاسي و فيلمبرداري به مراكز آموزشي مختص بانوان. 10- عدم ورود بانوان به سالنهاي ورزشي مختص آقايان و بالعكس تحت هر عنوان (تماشاگر و . . .). 11- تذكر جدي توسط مدير مربوطه به افرادي كه در ورود به اماكن ورزشي عفاف و حجاب را رعايت نميكنند. 12- طراحي لباسهاي مناسب براي بانوان ورزشكار در راستاي حفظ حريم عفاف و حجاب. 13- توجه به شيوههاي تبليغاتي مناسب و مرتبط و استفاده از تعاليم ديني مرتبط با فرهنگ عفاف و سلامت جسم و روح. 14- تجليل و تشويق ورزشكاران مروج فرهنگ عفاف. 15- تبليغ و الگوسازي مثبت از افراد و تيمهاي اعزامي ورزشي كه مروج ارزشهاي اخلاقي و فرهنگ عفاف در خارج از كشور هستند. 16- ابلاغ چارچوبهاي روشن براي برگزاري جشنوارهها و مراسم افتتاحيه و اختتاميه و شرايط حضور حاضران در آن در داخل و خارج از كشور. 17- برگزاري كلاسهاي آموزشي جهت آشنايي مربيان و ورزشكاران با احكام و موازن حجاب و عفاف. 18- تأكيد بر اجراي مقررات انضباطي جهت گسترش فرهنگ عفاف.
بحث زنان و ورزش از حيطههاي پر تناقض در نظام جمهوري اسلامي است. بهرهمندان از امكانات محدود موجود براي ورزش زنان اغلب زنان طبقات بالاي جامعه هستند كه حكومت چندان اهميتي براي رضايت آنها قائل نيست و در برخي مسائل نظير پوشش مطالبات آنها را سركوب هم ميكند. اما از طرف ديگر ورزش قهرماني قابليت تبليغاتي بالائي دارد و ميتواند در بازسازي وجهه ضدزن حكومت تاثير خوبي داشته باشد. حضور ورزشکاران ايراني در عرصه بين المللي "بالا رفتن پرچم(ننگین) جمهوري اسلامي" براي مسئولان نظام بسيار مهم است. مديركل فرهنگي سازمان تربيتبدني اخيرا اعلام كرد « اعزام کاروان ورزشي ايران به مسابقات المپيک چين بهترين فرصت است تا واقعيت ايران و ايراني را نشان دهيم و پاسخ محکمي به ناملايمتهاي جهاني دهيم!.» مديركل دفتر بانوان سازمان تربيت بدني هم تاكيد كرده :« زنان ورزشکار و مديران اين عرصه بايد با نگرش و ديدگاههاي اسلامي نسبت به انتخاب پوشش خود اقدام کنند و از پوشش اسلامي به عنوان نماد تفکر و نظام اسلامي براي حضور موفق خويش در مجامع بينالمللي استفاده کنند.» در منشور فرهنگي ورزش كه در تاريخ30/5/85 به همه فدراسيونها و ادارات تابعه ابلاغ شده رعايت مسائل ديني وعفاف دومين هدف سازمان اعلام شده است.
در چنين شرايطي از سويي براي حضور زنان در مسابقات جهاني لباسهاي اسلامي طراحي شده و زنان محجبه ايراني به جهان عرضه ميشوند اما از سوي ديگر هرگونه عکس ، فيلم، خبر و گزارش از آن در داخل كشور ممنوع يا محدود ميشود تا بازتابي در جامعه پيدا نکند. اما ورزش همگاني كه از نظر سلامتي براي زنان ايران بسيار مهم و حياتي است چون پتانسيل تبليغاتي بالائي ندارد در وضعيت بسيار بدي به سر برده و بودجه بسيار کمي دارد.
هجده بند وظايف تربيتبدني طبق آئيننامه حجاب و عفاف عينا در تاريخ 30/5/85 با شماره 4043/5 از سوي معاون فرهنگي و حقوقي سازمان براي اجرا ابلاغ شده است. بند نخست وظايف تربيت بدني در اين آئيننامه به رعايت عفاف در ورزشگاهها و اطمينان بخشي به خانوادهها اختصاص دارد. تربيت بدني و نيروي انتظامي به شدت مراقبند كه ورزشگاههائي كه به زنان اختصاص دارد پوشيده و فاقد هر گونه امكاني براي ديده شدن حتي از ارتفاعات دوردست باشند. اين مساله به خصوص در مورد ورزشگاههاي قديمي يا ورزشگاههائي كه در ساعات مختلف توسط مردان و زنان استفاده ميشوند پيگيري ميشود زيرا در ساخت ورزشگاههاي جديد اگر مختص زنان باشند از ابتدا تمام اين نكات لحاظ شده و ورزشگاه مسقف و استتار شده ساخته ميشود. مدتي پيش تنها استخر ميبد به دليل مسائل امنيتي تعطيل شد. تنها زمين چمن فوتبال زنان در گرگان هم به دليل اشراف تعطيل شد.
در اجراي بند دوم نيز اتفاقات متعددي رخ داده است. البته در اين خصوص محوريت با شهرداريها بوده كه با ايجاد پاركهاي زنان يا سالنهاي چند منظوره تلاش كردهاند فضاهاي تك جنسيتي ويژه زنان مفري براي تحرك در زير حجاب باشند. دست كم در پنج شهر بزرگ كشور پاركهاي زنان افتتاح شده و در تهران يك شهر زنان در دست ساخت است و چهار پارك بانوان به بهرهبرداري رسيده است. شهردار تهران در ابتداي سال 85 وعده داد:« حدود 90 سوله چند منظوره به منظور ورزش بانوان در شش ماه نخست امسال به بهرهبرداري خواهد رسيد. بعلاوه از امكانات پاركها نيز با تامين امكانات لازم در پاركها با رعايت شئونات اسلامي امكان ورزش نيز براي بانوان مهيا خواهيم كرد.» البته اين سالنها در اصل متعلق به سازمان مديريت بحران بوده كه در مواقع عادي به زنان اختصاص خواهد داشت. اين فعاليتها در بخش مربوط به شهرداري به تفصيل شرح داده شده است. در مواردي پارکهاي موجود به فضاهاي بسته براي استفاده زنان با ديوارکشي و حصارهاي طبيعي بدل شده يا با تعيين ساعات ويژه حضور زنان و مردان براي ورزشهاي صبحگاهي و جدا کردن مسير و مکان ورزش زنان و مردان در پارکها (مثلا در پارك ساعي) اين وظيفه به انجام رسيده است. به موازات شكل گيري اين فضاهاي تفكيك شده، از ورزش زنان در فضاهاي مختلط ممانعت ميشود. نيروي انتظامي اصفهان در تابستان 86 با صدور اطلاعيهاي اسکيت و دوچرخه سواري زنان در معابر عمومي را ممنوع اعلام كرد و به زنان توصيه کرد كه اگر قصد استفاده از دوچرخه و اسکيت و اسکوتر را دارند ميتوانند به پارکها يا ورزشگاههاي مختص زنان مراجعه کنند. مشابه اين اتفاق در يزد و چند شهر ديگر نيز رخ داده است.
پاسدار نجفي فرمانده اداره نظارت بر اماکن نيروي انتظامي در آذر 86 از استقرار ماموران زن نيروي انتظامي در استخرهاي زنانه خبر داد و اعلام كرد: «عوامل انتظامي با حضور در محيط هاي زنانه از جمله استخرها بر رعايت ضوابط نظارت ميكنند». وي علت استقرار ماموران زن در اماکن ورزشي زنان را گزارش هاي مردمي در مورد سوءاستفاده برخي از اماكن زنانه برشمرد و گفت که اماکن ورزشي زنان تا قبل از استقرار ماموران زن نيروي انتظامي به محيط هاي ناامن تبديل شده بود. مشابه اين اقدام در پيستهاي اسكي هم انجام شد. در تمام اين موارد ماموران زن پليس در اماكن ورزشي مستقر شدهاند. سردار نجفي در مرداد 85 خبر ميدهد: « با شكلگيري پليس زنان و كنترل نامحسوس آنان بر محيطها و اماكن ورزشي بانوان و همچنين هماهنگي با مديران مجموعههاي ورزشي و كنترل شديد نيروي انتظامي، اقدامات بسيار مناسبي صورت گرفته است كه از اين جهت خيال خانوادههاي ايراني راحت باشد.»
در مورد بند چهارم نيز دريافت مجوز تاسيس باشگاه ورزشي نيازمند دريافت موافقت از حراست مركزي سازمان تربيت بدني است. ضمن اينكه پس از تاسيس هم اداره اماكن نيروي انتظامي و حراست تربيت بدني استان مربوطه نظارت و بازرسي مستمر خواهند داشت.
در خصوص استفاده نكردن از مربيان مرد در تمرين تيمهاي زنان كه در بند هفتم مورد اشاره قرار گرفته اين ممنوعيت پيش از اين نيز وجود داشت ولي ورزشکاران و مسئولان ورزشي با استناد به اينکه بسياري از رشته هاي ورزشي براي زنان تازه تاسيس شده و هيچ زن مجربي براي تصدي مربيگري تيم زنان وجود ندارد از مربيان مرد هم استفاده مي کردند. اما اخيرا فدراسيونها تحت فشار قرار گرفتهاند که حتا اگر زني توانايي مربيگري ولو در حد پايين داشته باشد از او استفاده شده يا از مربيان زن خارجي بهره گرفته شود اما مربي مرد نباشد. در همين راستا رئيس تربيت بدني كرج در ديماه سال 86 گفته است: « بارها اعلام كردهايم و باز هم اعلام ميكنيم كه تمرين مشترك آقا و خانم در كليه باشگاههاي ورزشي در كرج ممنوع است و اگر باشگاهي هم اين كار را انجام دهد بايد حتما آن باشگاه پلمپ شود. استفاده از مربي آقا براي ورزشكاران خانم و بالعكس نيز منع قانوني دارد و اداره تربيت بدني كرج به اين موضوع نظارت و بازرسي دارد». اما سازمان تربيت بدني در سال گذشته پا را فراتر نهاد و رسما استفاده از مربيان و مديران مرد براي تيمهاي زنان را ممنوع و توصيه كرد زنان ترجيحا در مسابقاتي شركت كنند كه داوران آن نيز زن باشند.
بند نهم بر ممنوعيت استفاده از دوربين و موبايل در اماكن ورزشي زنان تاكيد دارد. در مقابل در ورودي تمام سالنها و آموزشگاههاي ورزشي تابلويي نصب شده كه به شما تاكيد ميكند همراه داشتن تلفن همراه و دوربين عکاسي ممنوع است. اين قانون نه تنها در مراکزي که زنان بدون حجاب ورزش مي کنند (نظير استخرها، باشگاههاي بدنسازي، آيروبيك و ...) اعمال مي شود بلکه در مسابقات رسمي که ورزشکاران زن موظف به رعايت کامل حجاب هستند نيز لازم الاجراست. به عنوان مثال در اولين مسابقات دو وميداني باشگاههاي كشور زنان، بازيکنان، مربيان و حتي نايب رئيس فدراسيون دو و ميداني نيز از اين ممنوعيت مستثنا نشده و تلفن همراه آنها که گاهي دوربين هم نداشت توسط حراست از آنها گرفته شد. جديت در اجراي اين بند تا آنجا بود که ضبط صوتهاي تماشاگران نيز از آنها تحويل گرفته ميشد. معمولا مسابقات ورزشي زنان كه در فضاي باز انجام ميشود با نورافكنهاي خاموش برگزار شده تا امكان هرگونه تصويربرداري منتفي شود.
تكجنسيتي كردن ورزشگاهها كه در بند دهم اشاره شده به سي سال قبل يعني آغاز جمهوري اسلامي برميگردد. اما اين نخستين بار است که اين ممنوعيت شکل قانوني و رسمي به خود گرفته و اجراي آن به عنوان وظيفه سازمان تربيت بدني تعيين شده است. تا پيش از اين مسئولان سازمان تربيت بدني در پاسخ به اعضاي کمپين دفاع از ورود زنان به استاديومها مسئوليت اين ممنوعيت را نپذيرفته آن را ناشي از فشار محافل مذهبي پرقدرت ميخواندند.
در سالهاي قبل اگرچه اين ممنوعيت کم و بيش وجود داشت ولي شدت و ضعف آن بسته به محل انجام مسابقه، نوع مسابقه و ميزان اهميت آن تغيير ميکرد ولي در سه سال اخير اين ممنوعيت تشديد شده و امامان جمعه شهرها به صراحت و با هماهنگي آن را مورد تاكيد قرار دادند. به عنوان مثال حجتاالاسلام احمد خاتمي امام جمعه موقت تهران اخيرا اظهار داشت:« ما با حضور زنان در ورزشگاههاي داخلي به عنوان تماشاچي و در ورزشگاههاي خارجي مخالفيم» احمد خاتمي مهم ترين عامل مخالفت روحانيون با حضور زنان در ورزشگاهها را اهميت رعايت حجاب و عفاف دانست و گفت: « نمي توان تضميني بر رعايت آن در صورت حضور زنان در ورزشگاههاي براي تماشاي مسابقات ورزشي داد!.»
در مسابقات هندبال قهرماني آسيا كه در اصفهان در حال انجام بود 300 تن از زنان كه در روز نخست به ورزشگاه راه داده شده بودند در روزهاي بعد با ممانعت خشن پليس روبرو شدند. در ليگ دو و ميداني زنان كه در خرداد 87 برگزار شد حتي به راننده آمبولانس چون مرد بود اجازه ورود به ورزشگاه آزادي داده نشد. در همين ورزش عليرغم استفاده از لباس مخصوص اسلامي كه در مسابقات برون مرزي هم استفاده شده در مواردي زنان را از پيست ورزشگاههاي داخل كشور اخراج كردهاند با اين استدلال كه پنجرههاي خانههاي مجاور اشراف دارند.
همزمان فشارها براي ممانعت از اعزام تيمهاي ورزشي زنان ادامه دارد. امام جمعه مشهد در سخناني از اعزام تيم واليبال زنان ايران به اروپا انتقاد كرد: «فرستادن تيم واليبال زنان به خارج از كشور و جست و خيز آنها در جلوي چشم نامحرمان و بيگانگان به عنوان نواميس اسلامي با اللهم عجل لوليك الفرج مطابقت ندارد. الان كه دارم در نماز جمعه اين حرف را ميزنم دفعه اولم نيست بلكه بعد از پيغامهاي پياپي است. جرياني اصلا به مطالبات ديني مردم توجهي ندارد. چه كسي ميخواهد از ما خوشش بيايد كه دختر ما واليباليست باشد!.» آخوند صافي گلپايگاني نيز حضور زنان ورزشکار در مسابقات جهاني را نشان از وجود نفطه ضعف در جامعه دانست!.
پر سر و صداترين اقدام سازمان تربيت بدني عمل به بند دوازدهم يعني طراحي لباسهاي مناسب براي زنان مسلمان بوده است. در حال حاضر زنان ورزشکار در 44 رشته ورزشي به ورزش ميپردازند و در 18 رشته امکان حضور در مسابقات بينالمللي با حجاب اسلامي را دارند. کميته طراحي لباس ورزشکاران چند سالي است وظيفه نظارت و تاييد لباسهاي اسلامي ورزشکاران را بر عهده دارد و تا کنون براي چندين رشته ورزشي لباس اسلامي طراحي كرده و ورزشکاران اين رشتهها مي توانند در مسابقات برونمرزي شركت كنند. واليبال، فوتبال، ورزشهاي رزمي، مواد ده گانه دو و ميداني، شمشيربازي، بسكتبال و چند رشته ديگر از اين جملهاند. حتي اخيرا خبر استفتا از مراجع تقليد براي لباس شناي اسلامي نيز منتشر شد. اخيرا عبدالرضا ساور معاون فرهنگي، حقوقي و امور مجلس سازمان تربيت بدني از روساي فدراسيونها خواست لباس ورزشي مناسب را براي تيم هاي ورزشي بانوان تعريف کنند چرا که در غير اين صورت از اعزام تيمها به رقابت هاي برونمرزي جلوگيري به عمل خواهد آمد.
در خصوص تبليغ حجاب در ورزش زنان فعاليتهاي مختلفي انجام شده است. كتاب و مقاله هاي گوناگوني در اين زمينه منتشر شده که سعي در برقراري ارتباط بين تعاليم ديني و ورزش دارند. فساد زنان ورزشکار در غرب، نبود فرهنگ عفاف در ورزشکاران ديگر کشورها و لزوم حضور زنان ورزشکار ايراني با حجاب اسلامي به عنوان الگوي ديگر کشورها و حتا کشورهاي اسلامي از جمله مندرجات آنها است. به عنوان مثال نگاه كنيد به: قنبري نياكي ، عباس (1365) ورزش بانوان ، دفتر مركزي جهاد دانشگاهي - قنبري نياكي، عباس(1367) تربيت بدني از ديدگاه انديشمندان اسلامي ، گردآوري و تنظيم ، تهران: سازمان تربيت بدني جمهوري اسلامي - ورزش و ورزشكاران در انديشه امام خميني: مجموعه مقالات نخستين همايش ديدگاههاي خميني در تربيت بدني و ورزش ،موسسه تنظيم و نشر آثارالامام الخميني،۱۳۸۱- صبوري، حسين(1376) ورزش در اسلام ، قم : حوزه علميه قم، دفتر تبليغات اسلامي- خولي ، امين (1381) ورزش و جامعه ، مشهد: بنياد پژوهشهاي اسلامي. همچنين از مبلغان زن براي همراهي تيمهاي ورزشي استفاده ميشود.
موارد زيادي از توبيخ و تنبيه و حتي محروميت ورزشکاران و مربيان زن به دليل رعايت نکردن ضوابط پوشش اسلامي ديده شده است. در يک مورد فدراسيون كاراته به ورزشکاري که مانتوي گلدار پوشيده بود تذکر داد که در صورت تکرار اين موضوع از حضور او در تيم ملي جلوگيري خواهد شد. در موردي ديگر از پاروزنان زن خواسته شد در مسابقات از باد زدن خود خودداري کنند تا اين شائبه در تماشاچيان ايجاد نشود که حجاب براي آنها محدوديت و مشکلي ايجاد کرده است. در اغلب مصاحبه هاي ورزشکاران زن آنان بر اين نکته تاکيد مي کنند که ما هيچ مشکلي با حجاب نداشته و به همه جهان نشان داديم که زن ايراني مي تواند با حفظ حجاب اسلامي خود در جامعه و عرصه ورزش حضور فعال داشته باشد. اما همين ورزشكاران اغلب در گفت و گوهاي غيررسمي از حجاب انتقاد ميكنند. به نظر مي رسد اين تاکيد و خواست مسئولان است كه براي تبليغ حجاب اسلامي و مقابله با اين ذهنيت که حجاب جلوي پيشرفت زنان ايراني را گرفته ورزشكاران زن را مكلف به دفاع و تمجيد از حجاب ميكنند.
گفتني است "سرپرست" تيمها وظيفه نظارت بر نحوه حضور و حجاب تيمهاي بانوان را داشته و به همين دليل شرکت مستقل ورزشکاران در مسابقات خارجي تخلف محسوب شده و مجازات به همراه دارد. زهره وطنخواه راننده موفق ايراني به دليل شرکت بدون مجوز در مسابقات اتومبيلراني ترکيه از فعاليت محروم شد. در سالهاي اخير فدراسيون اسلامي ورزش زنان اقدام به اعطاي تنديس تلاش كرده است كه اغلب نامزدهاي آن به نحوي به مساله حجاب ارتباط دارند. جالب آنكه برندگان اخير اين جايزه طراح مايوي اسلامي و نيز شناگر زن بحريني است كه با لباس اسلامي موفق به كسب مدال طلاي بازيهاي آسيائي دوحه شد.